گیشه/خبر

تهران باران خفیف ۷.۵° / ۱۴.۲° باد ۱۳.۳ km/h بارش ۱.۵ mm ناسالم برای حساس‌ها (۱۱۳)
بلایا در حال حاضر هشدار فعالی برای ایران ثبت نشده است.
BTC Bitcoin $76,873.00 -۰.۳۷% 76,607.00 / 77,917.00
تهران ایران ۲۰:۳۶:۱۳ UTC+3:30 Asia/Tehran

شکست سنگین ایدئولوژی از ملی‌گرایی

منبع: ایندیپندنت | زمان:
شکست سنگین ایدئولوژی از ملی‌گرایی
روایاتی که این روزها از احوالات خانه پدری می‌شنویم و می‌خوانیم، بسیار نگران‌کننده‌اند. در کنار تماس‌های نادر در عصر مصادره اینترنت، همه از یک حقیقت می‌گویند، البته نه از نوع حقایق خانم فصیحی در نیویورک‌تایمز. ملتی عزادار، بیزار از اهالی ولایت فقیه، بی‌اعتنا به احمدی‌نژاد و قالیباف و ذوالقدر و پزشکیان، با آرزوی سرنگونی رژیم، زیر غوغای پرستوها و اوباش رژیم در خیابان‌ها به خواب می‌رود. توقع این ملت بزرگ از زندگی (در کنار حداکثر سرنگونی رژیم)، حداقلی است که یک شهروند می‌تواند در چنگ رژیمی ارتجاعی و سرکوبگر آرزو کند. روایات آدم‌های جدی‌تر که دستی در کار دارند و امید به تغییر وضع موجود، برای نخستین بار در سال‌های سیاه ولایت فقیه با مردم عادی بسیار نزدیک است. به عبارت دیگر، امروز خاص و عام به یک نگاه مشترک رسیده‌اند. وجه مشترک این روایات از این دست است که: ــ جامعه به ‌گونه‌ای تامل‌انگیز در حال تغییر هویت است و به دلیل سستی باورهای مذهبی و قدرت یافتن ارزش‌های ملی و هویت ایرانی، دگرگونی در ابعاد گسترده، در سطوح مختلف جامعه، از باور دینی به بازیافتن خویشتن خویش را شاهدیم. بی‌باوری به آنچه تا پیش از ظهور خمینی، حتی بین سکولارها و بی‌خدایان جامعه نیز تکیه‌گاه و مددکار روزهای سخت زندگی و رادعی بر عملکردهای نامقبول در سطح جامعه در روستا و شهر با درجات متفاوت بود و در روح و وجدان همه جایی یافته بود، به‌تدریج سرعت گرفت و سپس در سراشیبی، با سرعتی شگفتی‌آور به سوی زوال پایدار ره می‌کشد.   ــ مقوله مذهب که برای بسیاری از آحاد جامعه، اصل مسلم و تعبدی به شمار می‌رفت، امروز به برکت تبلیغات ۲۴ ساعته رادیو تلویزیون و خزعبلات بلندگوهای معمم و مکلای رژیم، به‌سرعت رنگ می‌بازد و طیف دینداران از دو نوع سنتی و ولایتی، هر روز لاغرتر و کم‌حجم‌تر می‌شود. روزگاری نه چندان دور، حتی زیر بمباران، هزاران تن در شهرهای بزرگ و کوچک ظهر جمعه در نماز رسمی شرکت می‌کردند، امروز اما دوسوم نمازگزاران یا از مزدوران رژیم‌اند یا پیران پا به مرگ که از وحشت شب اول قبر به نماز می‌روند تا امامان فاسد جمعه از تیره قواد العلماء، علم‌الهدی، شفیعشان سر پل صراط باشند. ــ فرهنگ جامعه به شکل نگران‌کننده‌ای در همه ابعاد به هم ریخته است. فرهنگ خطابی (زبان، اصطلاحات، مثل‌ها، نکته‌گویی‌ها و...) دیگر آن نیست که در آستانه انقلاب داشتیم. مشتی واژگان بی‌هویت، لات‌مایه، ناهمگون و غلط از نظر مفاهیم زبان و گویش روزمره، وارد زبان شده‌اند که به صورت گویا و مکتوب، به مرور فهم و درک زبان را برای ما مشکل می‌کنند. فقط به این چند جمله که در محاوره‌ها یا روزنامه‌ها و سایت‌های داخل کشور می‌شنویم و می‌خوانیم، بیندیشید: ــ اوضاع طرف چطوره؟ طرف جواد جواده؟! ــ مایه پایه چی داره؟ جون تو لامصب کویته! ــ گاها شاکله قدرت را لحاظ نمی‌کنند!؟ ــ دشمن برای استضعاف جامعه اسلامی از در تامُر در می‌آید و با تشویش وجه نظام، می‌کوشد پیوند امت و رهبری را متزلزل سازد. اگر بخواهم نمونه‌های بیشتری ارائه دهم، لاجرم همه نوشته‌ام باید به این نوع ترکیب‌های زشت و دور از زیبایی‌های زبان فارسی اختصاص یابد. Read More This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)   اطوار و افکار رژیم در رویارویی با مسئله جوانان، روز به روز بر معضل روابط بین دختر و پسر و زن و مرد می‌افزاید. طرح‌های جداسازی در اتوبوس، محل کار، دانشگاه و... به‌ جای آنکه به حل این معضل کمکی کند، ابعاد روابط زیرزمینی را گسترش می‌دهد. دوستی ساده بین دختر و پسر در راه مدرسه یا محیط دانشگاه و محل کار که می‌تواند روابط انسانی بین آ‌ن‌ها را در شکل علنی تقویت کند، به‌علت سلطه فرهنگ تظاهر به پاکدامنی و پنهان‌کاری، جای خود را به دوستی‌های پرشتاب در پستوی خانه یا گوشه‌ای دور از اغیار داده که حاصل آن، روابط جنسی نادرست، بارداری‌های ناخواسته، انتقال امراض مقاربتی، خودکشی، طرد از خانواده، قتل‌های ناموسی، سوءاستفاده جنسی و... شده است. هیچ‌یک از ما به خاطر نداریم که در دوران پیش از ظهور ولی فقیه، پسری در حال کامجویی از دوست‌دخترش از او عکس و فیلم گرفته باشد تا بعدا با استفاده از آن، دختر را به برقراری روابط با دوستان پسر یا شانتاژ مالی بکشاند. در ایران اسلامی اما این امر بسیار شایع و عادی تلقی می‌شود. در سریال دیدنی «آقای قاضی» در چهار قسمت، نادرستی‌های این نوع روابط محور قصه است. یک پسر شارلاتان از طریق تلگرام با چند تصویر از خود به‌عنوان پزشک و مهندس مقیم کانادا، با سه دختر رابطه برقرار می‌کند و با خانواده آن‌ها در آمدوشد می‌شود. پس از کامجویی‌های بسیار، به این بهانه که می‌خواهم برایت بنز یا بی‌ام‌دبلیو بخرم ولی پول کم دارم، از هر سه تن که در او همسری دلخواه را یافته‌اند که آن‌ها را به کانادا می‌برد، جمعا ۸۰۰ میلیون تومان کلاهبرداری می‌کند. خمینی مدعی بود «آن پدر و پسر» فحشا و رذائل اجتماعی و فرهنگی را رواج دادند و جامعه را بی‌دین کردند. حال جامعه نمونه اسلامی را که روح‌الله مصطفوی و سید علی حسینی خامنه‌ای برپا کرده‌اند، با جامعه پیش از انقلاب مقایسه کنید تا معلوم شود در این معادله، چه کسی عهده‌دار نقش زال ممد معروف، بانی قلعه شهرنو، بوده است. ــ ازدواج به‌عنوان زیباترین پیوند اجتماعی و آغازگر روابط دو انسان در راه برپایی یک خانواده با همه زیبایی‌های آن، امروز در مفهومی باژگونه و زشت در جامعه ما، نه‌تنها آینده‌ساز و خانواده‌پرداز نیست، بلکه به معامله‌ای با حساب سود و زیان درآمده که اغلب با پایانی تلخ و مصیبت‌بار همراه است.  فکرش را بکنید. طی سال‌های اخیر به اعتراف مسئولان قضایی و ارگان‌های مسئول در اختلافات خانوادگی، بیش از ۵۰ درصد ازدواج‌ها در سه سال اول زندگی به طلاق منجر می‌شود. تراژدی زن جوانی که به خانه پدر بازگشته، آن هم در جامعه‌ای که بی‌اخلاقی و فقدان التزام به اخلاق و عادات باعث شده است هنوز زن از دفتر قاضی یا محضر ازدواج و طلاق بیرون نرفته، با موج خواستاران رابطه جنسی روبرو شود، تراژدی گاه تکان‌دهنده‌ای که قربانیانش روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شود.  اوضاع معیشتی اکثریت مردم در روندی رو به بالا، در آستانه انقلاب اجازه داد تا میلیون‌ها کارمند و کارگر بی‌ییم از چند هفته و حتی ماه نداشتن درآمد، در اعتصاب‌ها شرکت کنند. در عین حال جامعه آنقدر غنی بود که ثروتمندان برای کم‌درآمدها، در روزگار عُسر و اعتصاب، کاری کنند (در پاییز ۵۷ صندوقی که سندیکا برای روزنامه‌نگاران اعتصابی باز کرد، خیلی زود از کمک‌ها انباشته شد. با این توضیح که هیچ‌یک از ما از این صندوق استفاده نکردیم). امروز اما روزگار دیگری است. دانشگاه تعطیل می‌شود. دانشجو در حیرت و ترس، به افیون پناه می‌برد. ابتدا با یک لول تریاک و کم‌کم با شیره و هرویین و سرانجام کراک. دانشجویان غریب دور هم جمع می‌شوند و وقت‌کشی می‌کنند. روابط پنهان بین پسران و دختران، پای دختران را نیز به مرور به دایره اعتیاد می‌کشاند. اعتیاد به مواد توهم‌زای شیمیایی که در آغاز در گروه‌های سنی ۱۸ تا ۴۰ ساله ظاهر شده بود، اینک از بین دانش‌آموزان دبستان تا پیران پا به مرگ قربانی دارد. درصد بالای دختران گرفتار نیز حیرت‌آور است. پیش از انقلاب درصد زنانی که اغلب به‌تفنن در مجلس لب به افیون می‌زدند، بسیار پایین و زنان و دختران معتاد در سطوح پایین جامعه و به‌ویژه میان تن‌فروشان، نیز تعدادشان فراتر از حدی نبود که در جوامع پیشرفته‌تر از جمله در اروپا می‌دیدیم. حالا اما دختران معتاد پا به پای پسران، پیش می‌روند و کراک و شیشه و برنج و... را تجربه می‌کنند که «الناس علی دین ملوکهم».  با همه آنچه بر شمردم، ما همین امروز با ایران دیگری روبرو هستیم که همه تلاشش متمرکز بر تطهیر خویشتن خویش از ویروس ولایت فقیه و آلودگی‌های ۴۷ سال حکومت آخوند و اوباش‌کراسی است ایران، پس از دو جنگ بزرگ اخیر، دوباره به آینه‌ای خیره شد که سال‌ها از آن گریزانده شده بود؛ آینه‌ای که در آن، نه شعارهای ایدئولوژیک، بلکه چهره واقعی یک ملت دیده می‌شد. ملتی زخمی و خسته، اما هنوز ایستاده. مردمی که آرام‌آرام فهمیدند در تمام این ۴۷ سال، بیشتر از آنکه برای آرمان‌ها زندگی کرده باشند، هزینه جاه‌طلبی حکومت‌ها را پرداخته‌اند. این روزها، در خیابان‌های تهران و شیراز و تبریز و اهواز، دوباره واژه‌ای شنیده می‌شود که سال‌ها تلاش کردند کم‌رنگش کنند: «ایران». در تظاهرات دی‌ماه، میلیون‌ها ایرانی در خانه پدری پرچمی را که نامش بر جان و جهان انقلاب ملی ما پرتو انداخته و در چهارسوی جهان به اهتزار در آمده، یعنی پرچم شیر و خورشید سرخ را به اهتزاز در آوردند. این اتفاق تازه‌ای نیست. تاریخ این سرزمین بارها چنین لحظه‌ای را دیده است. اعراب مسلمان ایران را فتح کردند، اما چند نسل بعد، خود در تمدن ایرانی حل شدند. عباسیان بدون خرد ایرانی، هرگز به یک امپراتوری تبدیل نمی‌شدند. برمکیان، فرزندان بلخ، بودند که بغداد را به مرکز دانش جهان بدل کردند. هارون‌الرشید نوروز را جشن گرفت، لباس ایرانی پوشید و آداب دربار ساسانی را وارد خلافت کرد. آنچه عباسیان را از یک خلافت قبیله‌ای به یک قدرت جهانی رساند، شمشیر نبود، فرهنگ و عقل ایرانی بود. مغولان نیز چنین سرنوشتی پیدا کردند. آنان که با آتش و خون آمدند، سرانجام در برابر روح ایران، آرام گرفتند. اولجایتو نام «سلطان محمد خدابنده» بر خود گذاشت. رصدخانه‌ها ساخته شد، هنر جان گرفت، معماری شکوفا شد و همان مغولانی که جهان را لرزانده بودند، در تبریز و سلطانیه، شاگرد فرهنگ ایران شدند. اقوام ترک آسیایی  و ازبک هم وقتی وارد قلمرو ایران فرهنگی شدند، زبان شعر فارسی را آموختند. دربارهایشان با حافظ و سعدی و فردوسی زنده بود. ایران فقط یک مرز جغرافیایی نبود. سرزمینی بود که مهاجمان را آرام‌آرام «ایرانی‌خو» می‌کرد. این روح ملی، در دوران پهلوی دوباره بیدار شد. رضاشاه کبیر شاید بهتر از بسیاری از رجال زمان خود فهمیده بود که ملت‌سازی بدون پیوند دادن مردم ممکن نیست. راه‌آهن سراسری فقط ریل نبود. نخ محکمی بود که تکه‌های پراکنده ایران را به هم می‌دوخت. جاده‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و ارتش ملی، فقط پروژه عمرانی نبودند، تلاشی بودند برای اینکه ایرانی دوباره خود را به عنوان «ملت» بشناسد. برای نخستین بار، روستایی خراسانی، بلوچ، آذری و جنوبی احساس کردند بخشی از یک پیکر واحدند. من هنوز نوروزهای دهه ۱۳۴۰ تهران را از شمیرانات تا آپادانا و از امیریه تا بخارست، از اصفهان و مشهد تا اهواز به یاد دارم. بوی سنبل، خیابان‌های روشن، صدای موسیقی از خانه‌ها و مردمی که ایران را زندگی می‌کردند، نه ماتم را. محمدرضاشاه فقید نیز همین مسیر را ادامه داد. جشن هنر شیراز فقط یک فستیوال نبود. نشانه‌ای بود از اینکه ایران می‌خواهد دوباره با جهان گفتگو کند. متفکران، نویسندگان، موسیقی‌دانان و هنرمندان بزرگ به ایران می‌آمدند و در برابر عمق فرهنگ ایرانی می‌ایستادند. در همان سال‌ها، محمدعلی فروغی و حسن پیرنیا با نوشتن و ترجمه و بازخوانی تاریخ و فلسفه، تلاش کردند ایرانی را دوباره به خودش معرفی کنند. «سیر حکمت در اروپا» فقط یک کتاب نبود؛ پلی بود میان ایران و جهان مدرن. «تاریخ ایران باستان» فقط روایت گذشته نبود؛ بازگرداندن حافظه ملی به یک ملت بود. اما این روحیه ملی دشمنان جدی داشت. حزب توده، با وابستگی فکری به شوروی، مفهوم ملت را قربانی ایدئولوژی کرد. گروه‌های مذهبی تندرو و بعدتر جریان‌های چریکی مارکسیستی و اسلامی نیز، هر کدام به شکلی، ایران را نه یک ملت تاریخی، بلکه میدان جنگ عقیده می‌دیدند. و سرانجام، سال ۵۷ فرا رسید. آنچه در آن سال سقوط کرد، فقط یک نظام سیاسی نبود؛ بخشی از روح ملی ایران هدف قرار گرفت. اتحاد سرخ و سیاه، از مارکسیست تا اسلام‌گرا، در یک نقطه اشتراک داشت: دشمنی با ملی‌گرایی ایرانی. جای نوروز را عزاداری گرفت، جای جشن را سیاهی، جای موسیقی را نوحه و جای فردوسی را مداحی سیاسی‌ــ مذهبی. ایران که قرن‌ها میان غم و شادی تعادل ساخته بود، آرام‌آرام به سرزمین ماتم دائمی بدل شد؛ سرزمینی سوخته با دل‌های سوخته و بدون هیچ اندوخته.  ایرانیان برای سیاوش سوگوار می‌شدند، اما پس از سووشون و شیون، دوباره زندگی را جشن می‌گرفتند. فرهنگ ایرانی حتی در اندوه، عاشق زندگی بود، همچون «طعم گیلاس» عباس کیارستمی فقید. عاشق فرزندانش بود، همچون «مادر» علی حاتمی فقید وعاشق موسیقی بود، همچون «گلچهره» محمدرضا شجریان فقید. جمهوری اسلامی اما مرگ را به ایدئولوژی تبدیل کرد، شهادت را به صنعت و اعدام را به ابزار حکومت. نسلی را با رخت عزا بزرگ کردند. شستشوی مغزی دادند و مغزشان را خوراک لذیذ ماران ایدئولوژی‌زده ضحاک بی‌فرهنگی کردند؛ نسلی که قرار بود به جای کوروش و فردوسی و خیام، با نوحه و مرثیه و خرافات مذهبی، هویت پیدا کند. اما امروز، پس از این جنگ‌ها و خباثت‌های فرهنگی و دهه‌ها سیاهی و تباهی، پنداری جامعه ایران دوباره در حال پوست‌اندازی است. ایرانیان نسل جدید، نسل زد و آلفا و بتای نازنین، نوادگان ما و من، پرچمدار ایران نوین شده‌اند. این روزها فردوسی دوباره خوانده می‌شود. نوروز دوباره معنا پیدا کرده و همای سعادت دوباره دیده می‌شود و امید راستین، لخت و عور عیان شده و نام ایران دوباره با غرور، بر زبان‌ها جاری است. شاید بزرگ‌ترین شکست جمهوری اسلامی همین باشد. اینکه پس از نزدیک به نیم‌قرن تلاش برای بریدن ایرانیان از ریشه‌هایشان، آن‌ها دوباره جوانه زده‌اند. ملت ایران بار دیگر فهمیده است که می‌تواند مدرن باشد، جهانی باشد و همچنان ایرانی بماند و شاید این، آغاز فصل تازه‌ای در تاریخ این سرزمین باشد. اگر ما نتوانیم از سایه روشنی که در جامعه خود مشاهده می‌کنیم، از کاستی‌ها و سیاهی‌ها، دردها و مصائب از یک‌سو و بیداری نسل جوان و احساس دِین نسل پیشین به این نسل بهره ببریم، بر گناه بزرگ ایده‌آل‌های خود را به دست سید روح‌الله مصطفوی سپردن، خروارها افزوده‌ایم. نمادهای شاخص اپوزیسیون در داخل و خارج کشور در این برهه از تاریخ، مسئولیت سنگینی دارند. باید دیوار خودخواهی‌ها، ناباوری‌ها، حسادت‌ها و بددلی‌ها را اگر نمی‌توانیم فرواندازیم، کوتاه کنیم. فرصت را از دست ندهیم، پیروزی با ما است. ملی‌گراییایدئولوژیایرانجمهوری اسلامیمعضلات اجتماعیجنگاعتیادطلاقخانوادهانقلاب ۵۷ایرانیان برای سیاوش سوگوار می‌شدند، اما پس از سووشون ، دوباره زندگی را جشن می‌گرفتندعلیرضا نوری‌زادهجمعه, مه 22, 2026 - 13:00 <p style="direction:rtl">ترکیب تصاویر علی خامنه‌ای و تجمع هواداران شاهزاده رضا پهلوی در خارج از کشور/ایسنا-شبکه‌های اجتماعی </p> دیدگاهrelated nodes: جامعه‌المصطفی، ارگان کشف و جذب مزدوران ایدئولوژیمبارزان کافه چپ‌چپ و شاهزادهپسر کو ندارد نشان از پدرType: newsSEO Title: شکست سنگین ایدئولوژی از ملی‌گراییInner related node: جامعه‌المصطفی، ارگان کشف و جذب مزدوران ایدئولوژیمبارزان کافه چپ‌چپ و شاهزادهپسر کو ندارد نشان از پدرcopyright: 
مشاهده در سایت منبع

اخبار دیگر

مشاهده همه خبرها
روبیو درباره مذاکرات: ترجیح پرزیدنت ترامپ دیپلماسی است، اما باید برای گزینه‌های دیگر هم آماده باشیم

روبیو درباره مذاکرات: ترجیح پرزیدنت ترامپ دیپلماسی است، اما باید برای گزینه‌های دیگر هم آماده باشیم

وزیر امور خارجه ایالات متحده روز جمعه اول خردادماه، پس از شرکت در اجلاس وزیران امور خارجه عضو ناتو در سوئد به خبرنگاران گفت عدم دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای، تحویل همه اورانیوم‌های غنی‌شده، و بازگشایی تنگه هرمز،...

گزارش وال‌استریت جورنال از «کمک» بابک زنجانی به انتقال ۸۵۰ میلیون‌ دلار پول برای ایران

گزارش وال‌استریت جورنال از «کمک» بابک زنجانی به انتقال ۸۵۰ میلیون‌ دلار پول برای ایران

وال‌استریت جورنال از استفاده گسترده حکومت ایران از صرافی دیجیتال بایننس و با کمک شبکۀ مالی بابک زنجانی خبر داد. این روزنامه می‌گوید این تراکنش‌ها تا همین اواخر ادامه داشته است.

قرقاش: کنترل ایران بر تنگه هرمز یک سابقه خطرناک ایجاد می‌کند

قرقاش: کنترل ایران بر تنگه هرمز یک سابقه خطرناک ایجاد می‌کند

انور قرقاش، مشاور رئیس دولت امارات، اعلام کرد که شانس دستیابی به توافق صلح میان آمریکا و ایران "۵۰-۵۰" است. او گفت هرگونه حل‌وفصل سیاسی برای جلوگیری از درگیری‌های آینده، باید به ریشه‌های اصلی بی‌ثباتی در منطقه بپردازد.

«بنما آفتاب را بی‌ابر»؛ روایتی از عشق و تحصیل ممنوعه بهائیان در ایران

«بنما آفتاب را بی‌ابر»؛ روایتی از عشق و تحصیل ممنوعه بهائیان در ایران

فیلم «بنما آفتاب را بی‌ابر» (Cast Aside the Clouds)، ساخته مری دارلینگ، کارگردان و تهیه‌کننده کانادایی، در ظاهر بر رابطه عاطفی دو جوان تمرکز دارد، اما در لایه‌های زیرین به موضوعاتی مانند هویت دینی، محرومیت از تحصیل، فشار...

عربستان سعودی مسیر «اکسپرس دریای سرخ» را میان ینبع، مصر و اردن راه‌اندازی کرد

عربستان سعودی مسیر «اکسپرس دریای سرخ» را میان ینبع، مصر و اردن راه‌اندازی کرد

سازمان بندرهای عربستان سعودی (موانی) در راستای تلاش‌ها برای تقویت شبکه لجستیکی و اتصال تجاری منطقه‌ای، خدمات جدید حمل‌ونقل دریایی باری موسوم به «اکسپرس دریای سرخ» (Red Sea Express) را از طریق بندر صنعتی ملک فهد در ینبع ر...